آخرین مطالبرمان های حمایتی

دانلود رمان شاهزاده خر سوار من

دانلود رمان شاهزاده خر سوار من

قسمتی از رمان »

آنا
مثل میمون نیشم رو باز کردم و با صدای بلند جواب بله رو به عاقد دادم.
با همون نیش باز دستم رو جلو بردم. خوشحال بودم، از اینکه بلاخره شاهزاده ام رو پیدا کردم.
همین طور دستم رو جلو بردم. برداشتن پارچه همانا… و دیدن صورت بوزینه مقابلم همانا.
با دیدن صورت بدجنس آرمان که با پوزخندی نگاهم می کرد، نیشم بسته شد.
آرمان با همون پوزخند گفت:_دیدی؟ بلاخره زن خودم شدی!
با شنیدن این حرف چشم هام رو بستم و با تموم توانم جیغ فرابنفشی کشیدم.
همین طور داشتم جیغ می کشیدم که با تکون دادن های یک نفر جیغم قطع شد و چشم هام مثل جغد باز.
با تعجب به صورت نگران و ترسیده مامان نگاه کردم.
صورتش هیچ آرایشی نداشت اما… من که همین الان صورت غرق در آرایش مامان رو دیدم.
با تعجب به اتاق تاریک نگاهی انداختم. ولی… همین الان ما تو محضر بودیم. روز بود نه شب!
با فهمیدن این که باز خواب دیدم و یک ملت رو سرکار گذاشتم لبم رو گاز گرفتم.
صدای نگران مامان به گوشم رسید که با نگرانی می گفت: …/ جهت مشاهده ادامه رمان لطفا از باکس دانلود زیر استفاده کنید.

این رمان آنلاین میباشد لطفا جهت حمایت از نویسنده

ادامه رمان را از کــــانال وی مشـــاهده کنید

اتصال به کانال نویسنده

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید

بستن
بستن