آخرین مطالبرمان های حمایتی

دانلود رمان عروس صد روزه

دانلود رمان عروس صد روزه

خلاصه رمان »

با نگاه زیر زیرکیم نگاهش کردم.
سرش پایین بود و انگار داشت فکر می کرد.
سیب گلوش بالا و پایین شد و به سمت من چرخید فوری نگاهمو دزدیم.
– میدونی چرا ما این جاییم؟تند تند سرم رو به طرفین تکون دادم.
لب هاشو روی هم فشرد و دستمال سفیدی رو نشونم داد.
– اما خاله شریفه اینو داده به من و گفته باید خونیش کنید.
توی چشم هام اشک جمع شد.
– میخوای منو بکشی؟
خندید و گفت : نه…
– پس چی…
متعجب نگاهم کرد و گفت : یعنی تو نمی دونی؟
سرم رو به طرفین تکون دادم.
دلم نمیخواست بهش بگم خاله شریفه گفته وقتی اون پسر اومد تو اتاقت لباسات رو دربیار.
چون دلم نمی خواست این کارو بکنم.
خجالت می کشیدم.
مامانم گفته بود ادم های غریبه نباید بدن ما رو ببینند یا لمس کنند.
یه هو دیدم گفت : میخوای هر جفت مون از اینجا خلاص شیم.
فوری سرمو به مثبت تکون دادم.

این رمان آنلاین میباشد

لطفا جهت مشاهده کامل این رمان آنرا از کانال نویسنده بخوانید

اتصال به کانال تلگرام نویسنده

‫3 نظرها

  1. ادمین جان نمیشه واسه یه رمان اینقدرپاسمون ندین این وراون ورسرویس شدیم بخدابزارعمتم تواسایش باشه؛بخداتلگرام وهرچی مربوط میشه به چت وندارم تنهاراه خوندن رمان همین سایتاهستن پس اینجاهم بزارید

  2. سلام
    تو رو خدا تو تلگرام نزارید این رمان ها
    اکثر وقت ها تلگرام باز نمیشه با جود فیلتر شکن باز خیلی وقتها امکان ورود به تلگرام نیست.
    تو سایت بزارین .
    راستی رمانهای خیلی قشنگی دارید

  3. سلام خسته نباشید میشه رمانو تو سایت هم بزارید من امثال من به تلگرام دسترسی نداریم خواهشا تو سایت بزارین ممنون

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید

بستن
بستن