آخرین مطالبرمان های حمایتی

دانلود رمان به وقت پاییز

دانلود رمان به وقت پاییز

قسمتی از رمان »

کلید را داخل قفل چرخاندم وقتی وارد منزل شدم اولین کاری که کردم دنبال کنترل کولر گشتم، از شدت گرما عرق کرده بودم ولی بی توجه به اینکه ممکنه سرما بخورم مانتویم را در آوردم و تنم را به خنکی باد کولر سپردم.
چشمایم را بستم و از باد خنکی به تنم می خورد لذت بردم.طبق عادت همیشه ام به سمت حمام رفتم و دوش پنج دقیقه ای گرفتم، آب سرد رو تا آخر باز کردم، تمام تنم را به یکباره زیر آب سرد بردم، نفسم از شدت سرما بند آمد و تنم لرزید،‌ هر بار می گفتم این آخرین دفعه است ولی هر بار تکرار می کردم و تکرار!

این رمان بصورت آنلاین میباشد

لذا جهت حمایت از نویسنده و مشاهده آن از کانال

او استفاده کنید

اتصال به کانال اصلی نویسنده

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

بستن