" /> رمان استاد دانشجو فصل دوم رمان استاد خلافکار
آخرین مطالباستاد خلافکارصفحه اصلیفصل دوم رمان استاد خلافکارلیست کامل رمان ها

رمان استاد دانشجو فصل دوم رمان استاد خلافکار

رمان استاد دانشجو فصل دوم رمان استاد خلافکار

#لیلی
سرعتم و زیاد کردم تا قبل از قرمز شدن چراغ رد بشم اما از شانس گندم همون لحظه چراغ قرمز شد.
موتور و نگه داشتم.به خاطر دختر بودنم نمی‌تونستم این کلاه کاسکت کوفتی و از سرم در بیارم تا یه کم باد به کلم بخوره.
بی حوصله سرم و چرخوندم و توی ماشین کناری چشمم به استاد مهرداد آریا فر افتاد. لبخندی زدم. چند سال میشد ندیدمش؟به گمونم چهار سال…
سرم و نزدیک بردم تا چیزی بگم که با دیدن شخص کنارش خشکم زد.
امکان نداشت… امکان نداشت اونی که کنارشه زن آرمین باشه…اما خودش بود مطمئنم… شاید تغییر زیادی نسبت به عکساش کرده بود اما مطمئنم که خودش بود. هانا مجد…
ماتم برد… یعنی تمام این سال‌ها زنده بود؟ زنده بود و بدون اینکه نشونی از خودش بده آرمین و توی حسرت خودش گذاشت؟
با صدای بوق‌ ماشین های پشت سر به خودم اومدم و راه افتادم….
باید به آرمین می‌گفتم. باید می‌فهمید این همه سال به حسرت کی نشسته!
با اینکه کار داشتم اما پشت سر ماشین استاد آریا راه افتادم.
ده دقیقه بعد ماشینش رو جلوی یه خونه پارک کرد. با فاصله ازشون ایستادم.
هر دو شون از ماشین پیاده شدم.
چشمام و ریز کردم تا با دقت بیشتری ببینم و بیشتر مطمئن شدم که این دختر هانا مجده!
گوشیم و در آوردم و بدون اینکه نگاه ازشون بگیرم شماره ی آرمین و گرفتم.
طبق معمول جون به لبم کرد تا جواب داد.
تند گفتم
_یه آدرس می‌گم بیا اینجا…
بی حوصله گفت
_کار دارم الان.
با حرص گفتم
_مهمه… بلند شو بیا همین الان!
_باز چه غلطی کردی؟بگو آدرس و…
آدرس و که بهش گفتم،گفت
_تو جلوی خونه ی مهرداد چه گهی میخوری؟
کلافه گفتم
_فقط بیا آرمین…
تلفن و قطع کردم… امیدوار بودم بیاد و با چشم خودش ببینه… چهار سال بالای سر قبری گریه میکرده که توش مرده ای نبوده.
یک ربعی منتظر موندم تا بالاخره سر و کلش پیدا شد.
ماشین شو جلوم پارک کرد و پیاده شد. عصبی به سمتم اومد و گفت
_وای به حالت بفهمم باز یه گند جدید بالا آوردی.
چپ چپ نگاهش کردم و گفتم
_نه خیر فقط خواستم یه چیزی نشونت بدم.
با اخم و منتظر بهم زل زد. از شانس خوبم همون لحظه در خونه ی استاد باز شد..
آرمین سرش و برگردوند…
استاد آریا با یه چمدون اومد بیرون… اخمای آرمین بیشتر در هم رفت.
همون لحظه هانا در حالی که دست یه دختر بچه رو گرفته بود اومد و درو پشت سرش بست.
چشمم که به آرمین افتاد لبم و گاز گرفتم…
فکر کنم قیامت در راه بود.

#هانا
با پشت دست اشکامو پاک کردم که مهرداد خندید و گفت
_دیگه گریه کردن و ول کن آبجی کوچیکه.
بغض دار گفتم
_خیلی دلم برای تو و ترانه تنگ میشه.
چمدونم و گذاشت صندوق عقب و آیلا رو بغل کرد و گفت
_خوب بمون همین جا…
آیلا بلبل زبونیش گل کرد و گفت
_منم بهش همین و می‌گم دایی جون اما آبجیت خیلی چشم سفیده.
با این حرفش قهقهه ی مهرداد بلند شد و گفت
_تو چه زبونی داری پدر سوخته!
آیلا گفت
_پدرم نسوخته زندست منتظرمونه!
نگاهم و ازش دزدیدم و گفتم
_بهتره بریم دیگه.
مهراد آیلا رو صندلی عقب نشوند و خودشم سوار شد.. سوار شدم و گفتم
_تند برو مهرداد به پرواز نمی رسیم.
آیلا گفت
_نه خیرم آروم برو!
چشم غره ای بهش رفتم. نمیخواستم اعتراف کنم اما بازم توی دلم برای بار هزارم اعتراف کردم زبون درازش به باباش رفته.
هنوز مهرداد استارت نزده بود یکی در سمت منو باز کرد و تا به خودم بیام بازوم کشیده شد.
عصبی خواستم چهار تا لیچار بار این خر وحشی کنم اما با دیدن آرمین خشکم زد..
رسما نفسم قطع شد و مات و مبهوت نگاهش کردم.
رسما بدبخت شدم… پیدام کرد اما آخه از کجا فهمید؟
بدتر از اون ماتم برده بود واقعا این آرمین بود؟با این چهره ی مردونه ی پخته و ته ریش بلند و موهای تراشیده هیچ شباهتی به آرمین گذشته نداشت.
بدون هیچ عکس العملی فقط نگاه می‌کرد.
مهرداد بازوم و از دستش کشید و گفت
_ولش کن آرمین.
فقط نگاهم می‌کرد بدون هیچ حرف و واکنشی.
مهرداد در ماشین و باز کرد و گفت
_سوار شو… دی….
هنوز حرفش و نزده بود مشت محکم آرمین توی صورتش فرود اومد…
جیغ بلندی کشیدم اما فایده نداشت. آرمین طوری دیوونه شده بود که مشت دوم و بدون امون دادن به مهرداد زد و عربده کشید
_حرومی حالا دیگه از من قایمش میکنی؟از منن؟؟؟
خواست مشت سوم و بزنه که یه دختر بازوش و گرفت و گفت
_ولش کن آرمین.
همه چی یادم رفت و به اون دختره زل زدم.چه قدر خوشگل بود…یعنی ازدواج کرده بود؟هنوز از فکر در نیومده بودم بازوم کشیده شد. آرمین با خشم بازوم و دنبال خودش کشید.
با تقلا گفتم
_ولم کن آرمین نمیخوام باهات بیام… با توعم کری مگه؟پرواز دارم باید خودم و برسونم… ول کن بازوم و.
در یه ماشین و باز کرد و به عادت سابق شوتم کرد داخل ماشین و درو قفل کرد.
دیدم که مهرداد به این سمت اومد اما تا خواست در سمت منو باز کنه آرمین اسلحه ای از پشتش در آورد و سمت مهرداد نشونه رفت.
ترسیده به شیشه کوبیدم و داد زدم اما محل نداد.
نمیدونم به مهرداد چی گفت… ازش می ترسیدم.. رسما کبود شده بود از خشم… خدایا اگه بلایی سرم می‌آورد چی؟حالا من هیچی اگه آیلا رو می فهمید چی؟
پشت فرمون نشست و تمام حرصش و سر پدال گاز خالی کرد و راه افتاد.
به نیم رخ عصبیش نگاه کردم و گفتم
_نگه دار تو رو خدا… من باید برگردم… نمیخوام باهات بیام…اصلا با چه حقی منو دزدیدی؟نگه دار این کوفتیو…

پارت1

پارت2

پارت3

پارت4

پارت5

پارت6

پارت7

پارت8

پارت9

پارت10

پارت11

پارت12

پارت13

پارت14

پارت15

پارت16

پارت17

پارت18

پارت19

پارت20

پارت21

پارت22

پارت23

پارت24

پارت25

پارت26

پارت27

پارت28

پارت29

پارت30

پارت31

پارت32

پارت33

پارت34

پارت35

پارت36

پارت37

پارت38

پارت39

پارت40

پارت41

پارت42

پارت43

پارت44

پارت45

پارت46

پارت47

پارت48

پارت49

پارت50

پارت51

پارت52

پارت53

پارت54

پارت55

پارت56

پارت57

پارت58

پارت59

پارت60

پارت61

پارت62

پارت63

پارت64

پارت65

پارت66

پارت67

پارت68

پارت69

پارت70

پارت71

پارت72

پارت73

پارت74

پارت75

پارت76

پارت77

پارت78

پارت79

پارت80

پارت81

پارت82

پارت83

پارت84

پارت85

پارت86به زودی…

زمان پارت گذاری هر 5 از زمان انتشار اخرین پارت منتشر شده در سایت

دانلود آهنگ جدید

به کانال تلگرامی ما بپیوندید تا از تازه ترین ,جدید ترین اخبار رمان های در حال تایپ جذاب و کلی رمان آنلاین که هر روز پارت گذاری میشوند استفاده کنید آی دی کانال ما shasttip@

نوشته های مشابه

‫199 نظرها

  1. سلام ببخشید اینو میگم ولی فقط ادعای خوش قولی دارید،هروقت نمیتونید به وعدتون عمل کنید تعداد روز پارت گذاری رو افزایش میدید!اوایل میگفتید هر شب ساعت ۱۱ بعد گفتید صبح بعد ،بعد از ظهر ۱۵ ،بعد گفتید یک روز در میان به تازگی هم که گفتید دو روز به دوروز ،الانم که ۳ روز گذشته از پارت های جدید خبری نیست بی صبرانه منتظر بهونه میدونم!

    1. سلام اگه منظورتون کانال باشه که هر دوروز همه رمانارو آپدیت میکنیم و بد قولی نداریم و اگه سایت رو میگید هر دو یا سه روز آپدیت میشن رمان ها

      1. سلام خستع نباشید میخاستم بدونم مگه این رمان حدود 300 پارت نیست من توی یه کانال کع می خوندم پارت 262 بودم بعد کانال رو گم کردم سایت شمارو پیدا کردم خاستم بدونم شما رمان رو از کجا میارین تا الان هرچی خوندم مثل همین پارت هایی ک گذاشتید بوده بازم ممنون اگ بگید چون پارت هاتون ازم خیلی عقبه

        1. نویسنده محترممممم بابا اینقدر اذیت نکن دیگههه جون به لب میکنی ادمووو اینقدر اذیت نکن
          این امیرم نکش رمان خراب میشه ارش بمیره بهتره تا امیر
          امیر تازهههه داشت خوب میشد اگه امیر بمیره انگیزه ای برای خوندن ادامش باقی نمیمونه

    2. سلام ببخشید کی پارت بعدی عروس استاد رو میزارین ممنون میشم بگیننن💒💒💒💒💒
      ممنون بابت رمانتون بابا دیگه تموم کنین دیگه اخه هی امیر میره ارش میاد میبره لیلی رو بچشو میندازه دوباره امیر میاد ارش گموگور میشه بعد دیگه دوباره بچه دار میشه هانا هم که همینجوری معلقه 🎈

    3. دقیقاالآن۳روزهست که منتظر پارت بعدی(۷۵)هستم ولی خبری نیست ای کاش به جای منتظرنگه داشتن مخاطب پارت هاروزودبه زودقراربدن تا بشه یه داستان دیگه روهم خوند

      1. سلام ببخشید لطفا زمان پارت گزاری هارو بیشتر کنید سایت تون خیلی عالیه و این رمان هم معرکه است

  2. سلام ادمین…
    میشه بگید دقیقا هرچند وقت به بار پارت میزارید؟
    خیلی وقته که منتظرم اما پارت 27 رو نمیزارید…
    لطفا مکی زود به زود پارت بزارید

  3. سلام ادمین
    من یه روز هست شروع کردم به خوندن رمان عروس استاد و تا پارت 35استاد خلافکار تمومش کردم، واقعا عالیه فقط یه سوال هر دو روز پارت جدید میذارید؟

    1. من یوقت نَمیرم
      کی میاد این پارت پنجاه
      تورو خدا تند تند بزارین
      من فک کردم تا پنجاه تمومه داستان
      همشو خوندم ی روزه
      ب تهش رسیدم رَکب خوردم 🤒🤕☹☹

    1. آدمین عزیز میشه هر روز یا حداقل یک روز در میون پارت ها رو بزارین لطفا😞ب خدا قسم جون ب لب میشیم تا پارت بعد بیاد😭😭😭😭😞😞😔😔😔واقعا ک😒

  4. ادمینی, نویسنده ارباب رعیت زیر لفظی میخواد؟!… خو بدین بهش… الان چند ساله داره این رمانو مینویسه؟!…

    1. خیلی بد قولید میگید دویا سه روزه آپدیت میشه ولی هفته ای یک بارم به زور میزارید خو مردم از فوضولی نویسنده زیر لفظی میخواد😐😯

  5. سلام
    خسته نباشی
    رمانت واقعا منو شیفته خودش کرده
    جون به لبم میکنی تا قسمت بعدو بزاری
    اگه میشه زود زود بزار
    خواهش🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺

    1. چرا جلدهای دیگ این زمانو نمی‌خونی ؟؟؟؟ من که هنگ کردم انقد قاطی شد 😂😂 فصل اولش استاد مغرور من . فصل ۲ عروس استاد . فصل ۳ همینه ولی باز فصل ۳ به رمان استاد خلافکار ربط داره 😐🤞

    1. دوستااان…نگران نباشید.☺
      شده نویسنده این امیر رو فلج از بیمارستان مرخص میکنه ولی نمیکشدش و دستگیرم نمیشه…😈😃
      فقط به نویسنده بگید دنیل و پروانه رو یادش رفته…یه فکری براشون بکنه😆

  6. سلام ادمین محترم،میشه رمانایی کع برای عیدهدیه توی کانال گذاشتین دوباره لینک شونوبذاریدمیدونم گفته بودیدامامن رماناروتوی کانال دانلودکردم سیودرتلگرام شدن لینک کع پاک کردیدرمان پاک شد،😪بی حواسی خودم بود
    لطف می کنیداگع دوباره بذارید🙏🙏🙏🙏

  7. سلام ادمین جون.ممنون از رمان خوب و پارت گذاریتون .بی زحمت به نویسنده بگین تو این شرایط بیماری کرونا آخر داستان رو خوب بنویسه دلمون به این رمان ها خوشه ناراحتمون نکنه.دیگه بی زحمت این ارمین رو اذیت نکنه.😍😍😍

  8. سلام ادمیت
    لطفا روز مشخص برای انتشار پارت های جدید اعلام کن. ما مجبوریم روزی سه بار به امید انشار پارت جدید وارد سایت شیم. مرسی

  9. سلام ادمین
    من تو تلگرام اومدم اما استاد دانشجو دو تا پارت۲۷ پیدا کردم میخواستم ببینم سایت جلو تره یا کانال

  10. آدمین عزیز میشه هر روز یا حداقل یک روز در میون پارت ها رو بزارین لطفا😞ب خدا قسم جون ب لب میشیم تا پارت بعد بیاد😭😭😭😭😞😞😔😔😔واقعا ک😒

  11. خیلی بد قولین گفته بودین هر دو روز یا سه دوز الان ۳ روز گذشته هنوز پارت ۶۳ رو نذاشتین چ وضعشه آخه

    1. دوست عزیز خودمو نمیتونم پارت کنم که نویسنده باید بنویسه بده منم بزارم اینجا از خودم رمان استاد دانشجویی بنویسم؟انگار میگی ایران خودرو بی ام و بزنه

  12. سلام دوستان میخواین من پارت اخرشو بنویسم؟ خوب تمومش می کنم براتون.😁😁😁😁😁

  13. سلام به نویسنده و ادمین عشق من عاشق این رمان هستم میپرستمش عاشقشم این رمان همه وجودم شده یعنی برای تعریفش واژه ها کم میارن این رمان به زندگیم معنا داده دست نویسنده‌ ش رو باید از ته دل بوسید و از ته دلم هم میبوسم این رمان کلا عشقه ولی بخاطر امیر آخ امیر چیکار کردی با این دلم امیر جانم این امیر شده عشق زندگیم اگه یه روزی امیر بلایی سرش بیاد میمیرم خدا کنه امیر همیشه خوش باشه واسه اینکه امیر دلم بلایی سرش نیاد روزه میگیرم مننننن

  14. به نظر من لیلی بچش به دنیا میاد و درحالی که تازه داره عاشق امیر میشه امیرو میکشن بعد میره با آرش ازدواج میکنه 😑

    1. چرا پارت ۸۳ اینجوری بود نامنظم.!😑
      ببخشیدا ولی به نویسنده بگید رمانش اُفت کرده و ابنکه خیلی دیر پارت میزارع

  15. منم مثل ana.ای بابا ب نویسنده بگین ب خاطر خواننده هاش امیرو نکشه دیگه.

  16. خیلی نامردین اگر امیر بکیش از الان تا وقتی ک پارت بعدی بزارید هر ساعت میام اینجا و همین مینویسم امیر نکشید مهره اصلی رمان امیره یه شخصیت خلافکار و بد ک یه نقطه روشن تو زندگیش پیدا شده و حالا میخاد جبران کنه با داشتن خانوادش یه شخصیتی مثل آرشام تو رمان گناهکار ک تا اخرین لحظات میگفت گناهکاره ولی اخرش دلارام اونو به زندگی برگردوند الان امیرم همین وضعیت داره 😔😔 نکش امرو ترنم جون نکش

    1. واااااای نگو ارشام و دلاراااامو هزار بار این رمان خوندم خسته نشدماااا لامصب چقد خوبه من عااااشق ارشااااممم

  17. امیر خیلی سگ جونه.به این راحتیا نمیمیره.سری پیش به سرش شلیک کردن هیچی نشد.این سری که دیگ کمرشه.جا داره فیلم جان سخت6 رو از رو این بسازن

  18. چه خوبه امیر بیارن بیرون ارش بخواد دستگیرش کنه لیلیو با بچش ببینه لیلی بگه عاشق امیره حال ارش جابیاد 😂😂😂

  19. خدایی خسته مون شد سه تا رمان دارین کشش میدین اوایلش جذاب بود اما حالا واقعا داره حوصله مون سر میره رمان خیلی طولانی شده لطفا زود تر تموم بشه شبیه سریال پایتخت نشه که از یک شروع شد به شیش و جلس رسید 😪😪بازم نظر اصلی مال نویسنده هستش ما هم نظرمون دادیم مرسی بابت زنده موندن امیر

  20. چرا دیگه نویسنده هیچی از ارمین و هانا نمیگه .. همش از لیلی مزخرف داره میگه .
    بابا خسته شدم همش از لیلی و امیر یکمی هم از هانا و ارمین و بچش بگو اخرش چی شد.همش لیلی و امیر اهههههههه حالم بهم خورد.

    1. تکلیف اون دو تا مشخص شد دیگه…دلت میخواد نویسنده بشینه دوباره از اون دوتا حال به هم زن ترررر بنویسه…بابا بگید جمعش کنه بره..اححححح…رماننن مزخرفففف

  21. رمانننن مزخخخخخرررررررررررفففففففففففففففففف ..بیخووووودددد….سر تا پای رمانای این خانوم پره از ظلمم….حقارررت.
    داستانای مسخره ی همیشگی…تکراری…
    احح احح اححح…جمعش کنید باباا…
    اصلا چرا همچین تصویری از دخترا و پسرا میسازید…
    همیشه یه مشت پسر که هیچی جز … براشون مهم نیست و دخترایی که شخصیت های حقیری دارند…دختر و پسرای رمانا همه ضعیف النفس و بیخودند..آدم مثلا کلی وقتش رو میذاره همچین چیزایی رو مینویسه و یه سری میخونن که چییییییییییییییییییییی..تو رو خدا یکی به من بگه هدف و پیام نهایی رمان چیه؟؟یکی جوابه منو بده..اینا رو شمایی که با نویسنده در ارتباطی بهش برسون …

  22. قضیه ارمین هانا تموم شد 😂😂😂 مزه تمام رمان به شخصیت امیره لطفا زود رمان تموم کنید به قول عسل شبیه سریال پایتخت تا شیش دنبال خودت نکشی مون 😃😃😃

  23. بچها ها این قضیه عروسک های جنسی راسته ؟؟؟؟ یعنی واقعنا تو دنیا کسایی هستن ک ادم تبدیل به یه تیکه گوشت میکنن برای هوس رانی ؟؟😧😧😧😧تازه اوایل رمان خوندم با دیدن یه سری عکسا از این موجودات بدبخت فکر کنم دیگه باید این سن هر شب تو بغل مامانم بخوابم الان قدر یه سری از خوبی های کشورم فهمیدم واقعا قدر این امنیت باید بدونیم

    1. با این سنت تازه قدر ا امشون فهمیدی عسل خدایی حق باهاته منم دیدم شب اول از ترس خوابم نبرد این رمانه ولی وافعا تو کشور های غربی از زنا شون همیچمین استفاده هایی میکنن و حتی بد تر ک مو به تنت سیخ میشه چون سنت کمه نمیگم ک نترسی 😐

  24. مزخخخخخرررررررررررفففففففففففففففففف ..بیخووووودددد….سر تا پای رمانای این خانوم پره از ظلمم…تجااااوزززز…حقارررت…فحشششش..
    داستانای مسخره ی همیشگی…تکراری…
    احح احح اححح…جمعش کنید باباا…
    اصلا چرا همچین تصویری از دخترا و پسرا میسازید…
    همیشه یه مشت پسر که هیچی جز هوس براشون مهم نیست و دخترایی که شخصیت های حقیری دارند…دختر و پسرای رمانا همه ضعیف النفس و بیخودند..آدم مثلا کلی وقتش رو میذاره همچین چیزایی رو مینویسه و یه سری میخونن که چییییییییییییییییییییی..تو رو خدا یکی به من بگه هدف و پیام نهایی رمان چیه؟؟یکی جوابه منو بده..اینا رو شمایی که با نویسنده در ارتباطی بهش برسون

  25. چیه؟؟
    چرا دیگه نظرات منو نمیذارید؟؟😐
    تا وقتی به به و چه چه برا رماناتون به راهه تند تند نظرات رو تایید می کنید،،حالا که نقدتون میکنن تایید نمیکنید که کسی نبینه؟
    بعنی الان اگه میگفتم واااااااااایییییییی 😫چه رمان قشنگی میذاشتین😶😒

    1. عه؟؟نه بابا انگار گذاشتید…ولی با سانسور…دوتا نظر یکسان گذاشتم بعضی کلمه های یکیش نبود…😈
      خب چرا انقدر نظرات رو دیر تایید میکنید که سوءتقاهم پیش بیاد..فک کردم فقط غش و ضعفای ملت برا رمانا رو میذارید.😕به نظرم چنین رمانایی برای سایتتون افت داره

    2. واقعا گل گفتی منم چندتا نظرداشتم ولی نذاشتن،حالاحداقل نظری که نسبت ب رمان داشتم ومیذاشتین😟😟 چراپارت۷۵چهارروزه خبری ازش نیس،نویسنده چرا پسرارو هیزودختراروهزره میبینه،زنه ب شوهرش خیانت میکنه،مرده ب زنش خیانت میکنه،عین داستانهای بدرد نخور ماهواره ای شده🤨🥴😱😱

  26. واقعا ک اخه این چ وضعشه..ما تو این قرنطینه یکی از کارایی ک میتونیم بکنیم رمان خوندنه ک شما هر ۳-۴روز ی بار پارت میزارید‌

  27. آیا نویسنده قهر کرده است ک پارت 75نمینویسه بابا ماخاد دوتا خط بنویسه دیگه هر سه روز یه بار مینویسه اونم دو خط 😈😈😈حالا ک ایقدر دیر مینویسی لطفا زیاد بنویس

    1. آقا من پیر شدم اینقدر که پای این سایت نشستم تاپارت۷۵ بیاد،😬😬😬فک کنم نویسنده تو بقیه داستان مونده چی بنویسه😂😂😂توروخدااگه میخوای بقیه ی داستانوبنویسی خوب وخوش و آموزنده باشه نه ناپاکی وبدی،یه کم رنگ خدایی بهش بدی خوبه،مثلابیشترشخصیت های داستان مثلاهانایاآرمین انسان خوبی شده واززشتی اخلاقی گذشته دوربشن😇😇😇از گفته هام ناراحت نشی فقط خواستم داستان ب جون همه بشینه عزت زیاد👋

  28. ادمین عزیز لطفا رمان های قشنگ بذارید.با خوندن پارت 74 این رمان حس کردم نویسنده از اول رمان اسکولم کرده و حالا حالاها هم قصد اسکول کردن داره.لطفا چند تا رمان خوب بذار آدم بخونه حالش جا بیاد.نه مثل این سرکاری.ممنون

  29. کم کم باورم میشه حق با عسله و نویسنده قهر کرده یاهم داره کل رمان مینویسه 😮😮

    1. 🤦🏻‍♀️۷ روووووووز شد روزی دوتا خطم مینوشت نویسنده الان ۱۴خط حداقل تحویل داده بود اسکلمون کردینا 😞☹

  30. نظرت دوست داشتم نفس باهات موافقم یه جوری شخصیت ارمین 😂😂 این بود ک فکر کنم خود خدا هم تو خلقتش مونده ….. مثل سگ بخوام .. به بچشم میگفت توله سگ اها یه چیز دیگه سیروز کبدی نگرفت ایقدر مشروب میخورد 😁د لامصب کل مشروب تهران یه جا میخورد اخشم در نمیومد …در کل شخصیت امیر بیشتر دوست دارم 💜💜

  31. ب گمانم میهاد رمان بفروشه دیگه نمیزاره یا داره فکر میکنه چه طور باز طولش بده 😯😯

  32. خدایی من یکی که کاملا حس ایستگاه شدن دارم😐😑
    دِ آخه الان یه هفته بیشتره پارت جدیدو نزاشته فک کنم میخاد ول کنه بره😐😑😐😑

  33. ادمین اگر نویسنده نمیخاد دیگه بنویسه یا هر چیز دیگه ای بگو تا ماهم الکی الاف نشیم اگر هم ک میخاد بنویسه دوخط ک بیشتر نمینویسه بگید زود جمعش کنه یک هفته مارو علاف خودش کرده سایت شما هم بر پایه خواننده هاش سرپاست …. متوجه منظورم ک هستی

  34. ادمین مهربونم ادمین قشنگم ادمین جونم من که سایتتو دوست دارم من که به خیلیا ایتتو معرفی کردم پارتارو زود زود بزار☺
    آفرین ادمینی خودم ☺
    دِ آخه رفیق خودت بعد باشی کلافه نمیشی خدا وکیلی من پارت 74 رو جمعه خوندم الان سه شنبه اس هنوز 75 رو نزاشتی
    به نویسندتون بگو سر جدش زود تر پارتا رو بده به شما خووووو
    بعدم بگو ناموسن نزنه این امیر کیانه رو بکشه که من افسوردگی میگیرم تازه داره قشنگ میشه رمان یهو بزنه بمیره یا دوباره قیبش بزنه خیلی مسخره میشه

    1. سلام ب همه دوستان وخوانندگان این رمان،من دیگه خسته شدم😓😓نویسنده اینقدر این رمان کش داده ک فکرنکنم تاپارت۱۵۰هم تموم شه،واقعا که یعنی لیلی جز خوردکردن شخصیت خوددررقاصی برای یه مشت انگل کار دیگه ای بلدنبودبرانجات امیر،قبول کنید هزارتاراه برااین کاربود….بیاین همه ازادمین عزیز بخوایم که به نویسنده بگه هم رمان وزودبه سرانجام برسونه،هم خوب وخوش وآموزنده تمومش کنه مردیم ازبس که این زنای ایرانی روبدبخت و بیچاره وهرزه ومرداایرانی روهیزوچشم ناپاک نشون داد، زنای ایرانی سرآمدتمام زنان دنیادر پاکدامنی اندومردانشان باغیرتترین وهمسردوستترین مردان جهانند ،موافقید؟هرکی موافقه بگه یاعلی😊😊😊😊

  35. یاعلی فراتر از صد درصد با نظرت موافقم لیلی خودش چیز داشت حالا نگم بهتره ####اینا داشت و گرنه چرا از ارمین پول نگرفت ?!!!ایا مرض داشت ایا مثلا غرورش جلو شیخا خورد کرد اما ارمین نه ایا … اخ اخ اخ بابا والا ک ما اسگول نیستیم گفتن رمان گفتن تخیلی نگفتن تا این حد …..

  36. سلام نفس افرین خوب اومدی.یا علی😊
    نویسنده جون دیگه رقص لیلی چ صیغه ای بود؟
    ادمین جون میگم نویسنده کامنتا رو میبینه؟

  37. یا علی … خستومن شد میخاد کشش بده… مگه ما ……. هستیم اخه به قول دوستمون اخه زن حامله چه طور بعد 20روز هیکلش میشه باربی ک بره عربی برقصه ..😪😪 مثل عقاب باش و در اوج خداحافظی کن ن بیا پایین پارک کن … 😁

    1. خودتو اذیت نکن گل من،بزندگی ات برس وهر وقت بیکار شدی بیاوویه سری بسایت بزن ببین رمان اومده یا نه،اوایل منم همش چشمم به اینجا بود وقتی میدیدم پارت نذاشته عصبی میشدم،خداروشکر حالا اینجوری نیستم😀😀😀آخه رمان دیگه خیلی تخیلی شده🤣🤣🤣الآن هروقت که بتونم یه سری بسایت میزنم پارت جدید اومده بود،میخونم،نیومده بودبایه لبخند میرم سراغ کار دیگه ای آشپزی،گلکاری،بازی با بچه ها،نظافت خونه و…….فقط به این فکر میکنم ک زنان ایرونی چقدر خوبن،مرداشونم خیلی خوبن😊😊😊😇😇😇😌😌😌

    1. سلام😀
      والا هر کسی یه سلیقه ای داره…شاید چیزایی که یه عده میخونن یه عده دیگه دوست نداشته باشن …
      ولی به نظر من همزاد مرگ و عابر بی سایه خیلی قشنگن.یعنی شرف داره به این رمانی که ما نشستیم تا هفته ای یه پارت بنویسن ازش…اونم چی تکراری…..ولی این دو تا خیلی قشنگن …البته به نظر من.
      امیدوارم نظر شما هم همین باشه☺😊😊

      1. این رمان واااااااقعااااا هیچیییی نداشت و یه سری ها عاااششقش بودن…..پس فکر میکنم کسی که همچین رمانی براش قشنگه،،همزاد مرگ و عابر بی سایه براش محشششرررررر باشه…🙆😙

        1. مرررسى لطف كردى عزيزم حتما ميخونم😘😍
          حالا اگه چيز ديگه ايم سراغ دارى بگو بهم مرسى😘❤

          1. سلام دینا عزیز.
            امیدوارم از خوندن رمانایی که گفتم لذت ببری..
            اگه دوست داری اول همزاد مرگ رو بخون…اسمه نویسندش فاطمه94هستش…گفتم یه وقت اشتباه دانلودش نکنی☺
            من بعد از همزاد مرگ هیچ رمانی راضی ام نکرده…

  38. واقعا فازتون چیه ۵ روزه پارت جدید نمیدین فقط دارین کشش میدین رمانو که ریدین رفت حتی ارزش خوندن نداره هر دو روز پارت میدادین نمیفهمم چرا آخرای رمانو اینقدر کش میدین

    1. ادمین نمیشه رمان استایل رو هم بزارید از خانم پوراصفهانی یا هم از رمان های خانم شهدوست بیشتر بزارید

    2. سلام نویسنده عزیز رمانت عالیه فقط یه لطفی بکن یه کاری کن امیر حال این شیخ و بگیره دلمون خنک شه من هر روز میام چک میکنم تو روخدا زودتر پارت بزار

  39. سلام ادمین من راجب سایتت با دوستم حرف زدم اونم رمان مینویسه اما نه رمان اینجوری آبکی نوشته ها با محتوا عاشقانه و ادبی هستن به خاطر دلنوشته ها و متن هاش چند بار جایزه برده و قلم ادبی قوی داره و رمانم محاوره ای و مینویسه بهش پیشنهاد دادم رمانش اینجا بزاره چون بیشتر کاربرای اینجا انگار از اون تیپ رمانا دوست دارن اونم گفت اگر میتونه عیبی نداره حالا میخواستم ازت بپرسم امکانش هست رماناش اینجا بزرای بقیه هم بخونن هنوز تایپ شون نکرده و نوشته هاش کاملا اگر میشه که بعد نظرت بگو تا بگم بعد امتحان سراسریش بگم تایپ کنه و بزاری

    1. سلام رمانشون باید تایپ شده باشه و مشکلی نیست قرار داده میشه آیدی تلگرامتونو برامون بزارید تا بهتون پیام بدیم ( آیدی تلگرام شما در قسمت دیدگاه ا منتشر نخواده شد م نگران نباشید)

    2. حححح اولش خوندم گفتم ایول یه رمان کامل میخونیم بدون صبر کردن برای پارت اونم با محتوا بعد اخرش دیدم نوشته بعد امتحان سراری 😂😂اغا بعد کنکور…. تا اون موقع خدا کنه امیر به هوش اومده باشه

  40. چرا ایقدر نظرت دیر میزارید ایقدر ک عجله میکنم تا نطرت بزارید و جواباشون ببینم اسم مستعارم اشتباهیی مینویسم

  41. چقدر پارتها رو دیر به دیر میزارین.داستان از دست آدم خارج میشه یک قسمتی خوندنم حال نمیده.خسته شدم بس که هر روز چک میکنم ببینم گذاشتین یا نه. مخاطب دلسرد میشه.یکم خوش قول باشید…

  42. سلام بچه ها یه چیزی میگم تازه گشف کردم این خانم دیر به دیر مینویسه ابکی کشش میده الکی … همش به خاطر کانالشه ک شلوغه حالا تمومش کنه چی …. بعد دوباره یه رمان دیگه شروع میکنه ک بازم استاد و دانشجو … …من ک بریدم دلسرد شدم از هرچی رمان بیمحتواست مثلا میخاد صحنه دار بنویسه همش حقارته … مفت شعورماهم در حد پروانه کشیده پایین… کل رمان تناقص … کارای لیلی کارای امیر … احساس ارش بابا بیخی … من دیگه رد دادم … 😪😪

      1. واقعا؟
        نمیدونم
        یعنی اهل تبریز نیستی؟
        یا چند تا ادمین هستن تو کانالتون؟؟؟؟

  43. نویسندددددددددددده
    جون هرکی دوست داری شخصیت ارمینو برگردون به دوران اوج!
    از عبارت لش کردن و مث سگ! چرا استفاده نمیکنی اخه؟؟؟؟؟؟؟
    ما همه به خاطر عروس استاد ادامه این رمانو میخونیم!
    اه
    اب قند لطفا!

  44. اقا این چه وضعشههههه چرا هی زمان پارت گزاری بیشتر میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    بعدشم یکم راجب ارمین و هانام باشه بد نیست مطمئنم خیلیا مثل من فقط بخاطر اونا میخنونن رمان رو

  45. سلام به گلایه توخونه😂بی کارایه نمونه😂😂 ینی دهنتون با این نظر دادنتون…اقا راست میگن بچه ها امیر نمیره لطفا چون من عاشق شخصیتشم و اینکه گناه داره پسرش پدر ندیده بزرگ بشه..پارتاتونم زود ب زود بذارین گند نزنین تو رمان چون واقعا تا پارت بعدی بیاد قبلشو یادمون میره اصن ک چی بوده..تری جون دست بجنبون تموم کن این رمان سگ مصبتو😂😂سرویسمون کردی بخدا

    1. سوال دارم از ادمین سایت … و اینه نویسنده با خود شما در ارتباطه و به صورت مستقیم بهتون پارت میده یا نه …. اخه داخل رمان استاد خلافکار بابیش از بیست هزار نفر …. نویسنده خیلی جلوتره اما انگار ستیت یه جاهایی کامل تره حالا من ک درست نمیدونم قضیه این نویسنده از چه قراره … داخل کامالش تا اونجایی رفته ک امیر ندونسته لیلی طرد میکنه باز لیلی میره پیش شیخ داد و هوار امیر میاد بیمعنی بازی امیر لیلی طرد میکنه حرف های چرت … 😂😂ارمین و عادل برای امیر توضیح میدن چرا لیلی میرقصیده … پشبنانی امیر … تصادف لیلی … مختصر گفتم …ب
      به هرحال من طرف دار سایتم لطفا برام این ابهامو برطرف کنید ک قضیه چیه … 😘😁

        1. ادمین من منظورم خود سایت تلگرام نویسندست شما با اون کار میکنید اخه اون خیلی جلوتره و اما یه جاهایی هم ناقصه …نزدیک بیست هزار نفرم عضو داره منظورم اونه

          1. دوست عزیز اونا واسه خودشون دارن پارت جعلی مینویسن پارت های اصلی همیناس که ما داریم میزاریم

  46. اگه بخواد از آرمین و هانا بگه که لابد میخواد بگه یه عکس از طرف میلاد فرستاده میشه برا آرمین..که هانا بهت دروغ گفته و ما با هم رابطه داشتیم..
    کلاااا نویسنده باید بره تو افق محو شه با این نوشتنش..چه این فصل..چه فصلای دیگه..چه رمانای دیگه اش..😒😞😡😬

  47. لعنتی از بس غلط نوشتم خودمم شرمم شد … 😂😂گفتم یه پست بزارم برا ترجمه کلامت ..😂😂 ستیت همون سایته …کامالش همون کانال تلگرام … پشبنانی همون پشتیبانی😁😁😁باتشکر

  48. اقا ترو خدا زودتر پارت 81 رو بذارید دیگه شورشو در اوردید 4 روز گذشته ولی هیچ خبری نی به حرفای خودتونم عمل نمیکنید؟؟؟!!!

  49. یه سوال؟
    اون یارو دنیل چی شد؟
    پروانه چی شد؟
    دنیل و امیر و پروانه چه ارتباطی باهم داشتن؟
    نویسنده اصلا اینارو یادش مونده؟

  50. پارت ۸۲ به بعد رو بذارید دیگه
    لطفا به نویسنده بگین سریع بنویسه مردیم از کنجکاوی

  51. ۸۱رو خوندیم الان باز ی هفته باید کاشته بشیم واسه ۸۲😑چه وضعشه اخه کانالی تلگرامی چیزی نداره ادمین ما بریم جلو جلو بخونیمش؟؟؟؟

  52. خیلی بد قولید میگید دویا سه روزه آپدیت میشه ولی هفته ای یک بارم به زور میزارید خو مردم از فوضولی نویسنده زیر لفظی میخواد😐😯

  53. اوفففففف ی هفته شد هنوز پارت جدید گذاشتین لطفا یکم پارت گذاریتونو زود تر بکنید

      1. چرا رمان داره موضوعش تو کانال هعی عوض میشه
        تا تصادف میره بعد برمیگرده عقب تر بعد بدون هیچ توضیحی ادامه رمانو میزارید که معلوم نیست قبلش چیشده البته تازگیا اینجوری شده

      2. راست میگه انا منم کانالش دیدم … یعنی الکی کانال زدن و پارت مینویسن … صد رحمت به دزد سرگردنه…😕😕

  54. سلام کی این رمان تموم میشه و مارت آخرش چیه؟لطفا تمومش کنید زود زود مارتهاشو بزارید ادم یادش میره قبلش چی بود.
    راستی ما امتخان داریم اما همش منتظر این رمانیم اه زود بزارید دیگه امیرم با لیلی بدش نکنید بزارید ببخشه لیلی رو بعدم مگه امیر به خاطر لیلی که نیوفته توی دام این شیخ ها و لیلی آزار نبینه چرا اینجوریش کردید رمانو.ضمنا امیر مادرش سوخت پدرش خفه شد برای اینکه تحاوز شد حالا هم همسرش بی رحمیه کمراین مردو شکوندید.

  55. سلام
    ادمین؟؟؟
    من چطوری میتونم باهات شخصی صحبت کنم؟؟
    درباره ی کتابه
    اگ میشه جواب بده

  56. ادمین جان؟؟
    این جیمیله منه

    این هم آیدی سروشم
    اگ میشه به من پیام بده کارتون دارم
    میخوام درباره یه رمان باهاتون صحبت کنم

  57. ببخشید یه چند روز نبودم درگیر یه سری امتحاناتم ..ادمین ایدی اول قدیمی بود اما ایدی بعدی که دادم جدید بود شروع کردن به تایپ رمان هاشون وقتی تموم شد براتون میفرستم به صورت کامل داخل سایتون قرار بدید البته اگر میخواید …💜

  58. ادمین به نویسنده بگید به پلیس فتا بگه تا سایت جعلیش فیلتر کنن و ببندن تا رمانش جعل نشه … ❤❤💜💜

  59. 😐😐😐
    الان چرا پارت هشتاد و سه این جوریه؟!
    چرا مث فیلم هی عقب جلو میشه
    آخه ینی چی🔫😐

  60. سال به سال باید وایسم واسه یه پارت بعد در حد دو خطه هرچی نظر و انتقادم میکنیم ظاهرا به شخم نویسنده و ادمینم نیست…من یکی دیگه واقعا منصرف شدم از خوندن ادامه رمان..اگه انتقاد پذیرین نظرمنو بذارین همش نظر خوبارو نذارین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید

بستن
بستن