" /> رمان اسپاکو (دیازپام) پارت آخر
آخرین مطالبدیازپام

رمان اسپاکو (دیازپام) پارت آخر

پارت آخر رمان اسپاکو

رمان اسپاکو یا دیازپام پارت آخر 

جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان دیازپام وارد شوید

یک هفته خیلی زود تموم شد و قرار شد فردا حرکت کنیم اما با بد شدن حال آقاجون تصمیم عوض شد و شبانه به سمت تهران راه افتادیم. 

جاده ها به شدت شلوغ بودن. دائی قرار شد تندتر حرکت کنه. هوا تاریک بود.

بارون شروع به باریدن کرد

باورم نمی شد این موقعه ی سال بارون از کجا نازل شد 

کمی جلوتر تصادف شده بود و هنوز راه ها باز نشده دلم شور می زد. 

بلاخره جاده باز شد . از نشستن زیاد کمرم درد میکرد 

ویهان سرعت گرفت . 

 – ویهان اروم تر 

– باشه عزیزم حواسم هست تو اروم باش 

گوشی ویهان به صدا در اومد 

ویهان گوشی رو برداشت کسی اونور خط چیزی گفت . صدای چی محکم ویهان تو ماشین پیچید .

نفهمیدم چی شد 

یکدفعه یه ماشین از لاین مخالف منحرف شد و اومد سمت لاین ما. 

ویهان ماشین و کشید کنار اما اون ماشین از پشت به ما برخورد کرد ماشین به جلو پرت شد . 

دردی تو کمرم پیچید. تا به خودم بیام ماشینی از جلو اومد سمتمون. 

جیغ کشیدم ویهااااااااان …..

صدای ویهان و نامفهوم می شنیدم 

 ماشین جلویی محکم به ماشین خورد و ماشین به سمت گاردریل جاده کشیده شد  باعث شد در سمتم به گارد ریل برخورد کنه و شیشه خورد شد توی صورتم 

درد پیچید زیر دلم و ضعف تمام وجودمو گرفت. صدای ضعیف ویهان که اسمم رو صدا می کرد به گوشم رسید اما توان اینکه صحبت کنم رو نداشتم. 

گرمی چیزی رو لای پاهام حس کردم. درد تو شکم و کمرم هر لحظه بیشتر می شد. 

با صدای لرزانی نالیدم ویهان … 

دست دراز کردم و بازوی ویهان رو چنگ زدم. حس کردم ماشین روی هوا معلق شد و از بلندی پرت شدیم. 

جیغی کشیدم …

پایان جلد اول

جلد دوم رمان اسپاکو از شصت تیپ به زودی

دوستانی که تازه برای خوندن این رمان اقدام نمودن یا قسمتی از پارت ها ناقض خوندن جهت دسترسی سریع پارت یک تا آخر رمان اسپاکو قرار داده شد فصل دوم به زودی…

لینک دانلود کامل آهنگ جدید ریکادو : https://xip.li/RRIXCl

پارت اول

پارت دوم

پارت سوم

پارت چهارم

پارت پنجم

پارت ششم

پارت هفتم

پارت هشتم

پارت نهم

پارت دهم

پارت یازدهم

پارت دوازدهم

پارت سیزدهم

پارت چهاردهم

پارت پانزدهم

پارت شانزدهم

پارت هفدهم

پارت هجدهم

پارت نوزدهم

پارت بیستم

پارت بیست ویکم

پارت بیست و دوم

پارت بیست و سوم

پارت بیست و چهارم

پارت بیست و پنجم

پارت بیست و ششم

پارت بیست و هفتم

پارت بیست و هشتم 

پارت بیست ونهم

پارت سی

پارت سی و یک 

پارت سی و دو

پارت سی و سه 

پارت سی و چهار 

پارت سی و پنج

پارت سی وشش 

پارت سی وهفت

پارت سی وهشت 

پارت سی ونه 

پارت چهل

پارت چهل و یک 

پارت چهل و دو

پارت چهل و سه

پارت چهل و چهار 

پارت چهل و پتج 

پارت چهل و شش 

پارت چهل و هفت 

پارت چهل و هشت

پارت چهل و نه 

پارت پنجاه 

پارت پنجاه و یک

پارت پنجاه و دو 

پارت پنجاه و سه

پارت پنجاه و چهار

پارت پنجاه و پنج 

پارت پنجاه و شش 

پارت پنجاه و هفت

پارت پنجاه و هشت

پارت پنجاه و نه 

پارت شصت 

پارت شصت و یک

پارت شصت و دو

پارت شصت و سه

پارت شصت و چهار

پارت شصت و پنج

پارت شصت و شش

پارت شصت و هفت

پارت شصت و هشت 

پارت شصت و نه

پارت هفتاد 

پارت هفتادویک 

پارت هفتادودو

پارت هفتادوسه

پارت هفتادوچهار

پارت هفتادوپنج

پارت هفتادوشش 

پارت هفتادوهفت

پارت هفتادوهشت

پارت هفتادونه

پارت هشتاد

پارت هشتاد و یک

پارت هشتاد و دو

پارت هشتاد و سه

پارت هشتاد و چهار

پارت هشتاد و پنج

پارت هشتاد و شش

پارت هشتاد و هفت

پارت هشتاد و هشت

پارت هشتاد ونه

نوشته های مشابه

‫6 نظرها

  1. ای خدا میدونستم نویسنده بالاخره یه بلایی سر اینا میاره تو همه ی رمانا وقتی خیلی رمانتیک میشه یهو یه طوفانی میاد وهمه چیو بهم میریزه …

  2. ای بابا چرا اینجوری شد اخه بعد هزار مصیبت به هم رسیدن ک دوباره بلا سرشون بیاد . کاش با خیر و خوشی تمومش میکردین دیگه

  3. با اینکه هنوز نخوندم اما اگه همیشه هپی اند باشه که دیگه مزه نمیده

  4. اون عزیزی که عین من حوصله سریالی اومدن و منتظر بودن نداره… پارت اخر رو نخون گلم.

    ولی انصافا بعد چهار سال رمان نخوندن…بهم چسبید خوندنش.
    قشنگ بود و پرماجرا.
    ممنون کت کامل قرار دادین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

بستن