" /> رمان رییس کارمند پارت60
آخرین مطالبرمان رئیس‌کارمند

رمان رییس کارمند پارت60

رمان رئیس‌کارمند

جهت دسترسی آسان به پارت اول تا اخر رمان فوق از اینجا وارد شوید

منصرف شد به سمتم اومد و گفت :
_ من خوشبخت میشم خیلی زیاد اما تو قرار نیست هیچوقت خوشبخت بشی چون زندگیت در حال نابود شدن بدست من هست
وقتی گذاشت رفت نفسم رو آسوده بیرون فرستادم چون میترسیدم ازش تینا واقعا خطرناک بود
نشسته بودم نمیدونم چند ساعت گذشته بود که اردلان اومد با دیدن حال و روز بد من اخماش رو تو هم کشید و گفت :
_ چیشده ؟!
نفس عمیقی کشیدم و خطاب بهش گفتم :
_ واقعا نمیدونی چیشده ؟
_ نه
چشمهام با درد بسته شد
_ تینا اومده بود اینجا هر چقدر تونست من رو تهدید کرد میفهمی ؟!
چشمهاش گرد شد :
_ تینا اینجا چیکار داشت اصلا ؟!
نیشخندی بهش زدم :
_ چیکار میتونست داشته باشه آخه اومد هر چی از دهنش در اومد حواله ی من کرد
سرش رو با تاسف تکون داد و گفت :
_ اصلا نمیتونم درکش کنم من که باهاش صحبت کرده بودم ، بعدش آدرس اینجا رو از کجا پیدا کرده !.
بلند شدم رفتم روبروش ایستادم و گفتم :
_ میدونی چیشه آدرس پیدا کردن واسه کسی مثل تینا خیلی راحت هست
نفس عمیقی کشید و گفت :
_ نمیدونستم تینا قراره همچین کاری انجام بده !.
_ میگفت کاری میکنم بچت بمیره
_ گوه خورده
_ من میترسم !.
_ نمیتونه هیچ کاری بکنه فقط تهدید ‌…
وسط حرفش پریدم :
_ اون اردوان رو خیلی راحت کشت پس میتونه !.
دستش رو دو طرف صورت من گذاشت
_ بهم اعتماد داشته باش
_ من بهت اعتماد دارم خیلی زیاد اما بحث بچم که باشه نمیتونم خطر کنم
_ از این خونه میریم
_ کجا ؟!
_ جایی که هیچکس نباشه !.

دانلود آهنگ جدید احسان دریا دل همینک در رسانه نگین موزیک لینک دانلود آهنگ : https://xip.li/MCNSwq

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

بستن