" /> فصل دوم رمان استاد خلافکار پارت84(پارت 106 رمان استاد خلافکار)
آخرین مطالبفصل دوم رمان استاد خلافکار

فصل دوم رمان استاد خلافکار پارت84(پارت 106 رمان استاد خلافکار)

رمان استاد دانشجو فصل دوم رمان استاد خلافکار

جهت دسترسی آسان به پارت های منتشر شده از رمان فوق وارد شوید

از زندگیم مینداختمش بیرون ولی تو ملکه ی منی …
لیلی من مجنونم

مجنون هر کاری هم که لیلیش کنه نمیتونه ازش بگذره و این نقطه ضعف من در مقابل توعه.

خودم رو بالاتر کشیدم منو روی پاش نشوند سرم رو روی شونه اش گذاشتم و گفتم میدونستم منو میبخشی با اینکه میترسیدم ولی ته دلم امیدوار بودم میگفتم امیر از من نمیگذره امیر منو میبخشه.

اخماش توی هم بود هنوزم عصبانی بود اما حرفاش دلگرم کننده بود.

می خوام بریم از اینجا به کشوری که توگفتی ترکیه اونجا زندگی میکنیم یه زندگی جدید می خوام هر اتفاقی که تو این خراب شده افتاده رو فراموش کنم می خوام به زندگی برگردیم هر دوتاییمون حتی شده به خاطر پسرمون.

اما قبلش اینجا یه خورده حساب هایی دارم که باید حلش کنم نگران نباش ده روز نمیکشه کارامو کردم از صورت اخموش کمی واهمه داشتم پس نگاه ازش میدزدیدم با دلهره پرسیدم

منو بخشیدی مگه نه ؟

حرفی نزد هیچی نگفت فقط لباش روی لبم گذاشت
چقدر دلتنگ این بوسه بودم چقدر دوستش داشتم چقدر دلم این مرد می خواست

مدتها بود که از من دور شده بود و من لحظه شماری میکردم تا چشماش رو باز کنه تا هر چی که اون میخواد همون بشه فقط برگرده منو روی تخت خوابوند روی تنم خیمه زد به سمت لباسم رفت با نگرانی گفتم برات بد نباشه؟
اخمی کرد و گفت

_ با تو هیچی برای من بد نیست من با تو به کام مرگ میرم این که نهایت لذته

بعد از مدتها یه شب بی نقص پر از لذت پر از عشق با امیر تجربه کرده بودم اولین باری بود که اینطور با میل و خواسته خودم به هم آغوشی باهاش میرفتم اینقدر بهم لذت می داد انقدر بهم عشق می داد حتی با ناراحتی که ازم داشت که من سیراب می شدم از این همه خوشبختی…..

این خوشبختی رو مدیون امیر بودم امیر به به قدری بهم عشق داده بود که الان اینطور از من عشق بگیره از این که اینطور بی تابش بودم لذت می برد بی اندازه خوشحال بودم برق شادی توی چشماش بود وانگار ناراحتی که از من داشت یادش رفته بودوقتی اینطور منو برای خودش تشنه میدید…

چی برای من بهتر از اینکه بعد از مدتها اینطور امیر وبیتاب و پر از نیاز میدیدم.
خودم کم از اون نداشتم ساعت‌ها روی تخت بودیم و عشق دادیم و عشق گرفتیم و لذت بردیم و نفس گرفتیم و دوباره زنده شدیم وقتی بی حال نفس نفس زنان کنار هم افتادیم امیر به سمتم چرخید و موهایه روی پیشونیم کنار زد به چشماش محتاجم
من محتاج به امیربودم محتاج به حضورش محتاج به عشقش ….
به چشمام خیره شد و گفت

_تورو به خدا هم نمیدم لیلی تورو به هیچکسی نمیدم تو برای من دفتر جدید از زندگی هستی یه برگه تازه یه زندگی جدید یه شروع دوباره تو برای من دلیل زندگیمی‌….

یادته ازت بچه می خواستم ؟
میدونی اگر تو عاشق من بودی من سالها دلم نمیخواست بچه ای توی زندگیم باشه تا تمام و کمال برای خودم داشته باشمت

اما ترس از دست دادنت ترس این که بخوای بری باعث می شد با یه چیزی تو رو بنده خودم و زندگیم کنم .

نوشته های مشابه

‫17 نظرها

    1. 🤣🤣🤣🤣🤣🤣بیشترداستان رابطه شده ک،باباداستان نیس ک،سرکشی تو رختخواب این واونه😬

  1. سلام
    ادمین منم ی رمان نوشتم میشه بگی شرایط اینکه رمان منو توسایتت بزاری چیه؟
    این آیدی سروشمه شرایط رو اگ میشه بفرست برام

  2. نویسنده عزیز واقعا خسته نباشید یه وقت واسه چهارتاخط نوشتن دست دردنگیری اونم بعد شش روز. یکم درمورد هانا و ارمین بگفتی بد نیستا مثلا من دوست داشتم بدوونم ایلا چجوری یعنی چجوری بهش گفتن ارمین پدرته. یا بلایی سرمیلاد عوضی بیاد. واقعاا دلم واسه ارش میسوزه خیلی گناه داره هرچی باشه شکست عشقی خورده خیانت دیده لیاقتش بیشترازایناس به نظرمن که لیلی اصلا لیاقتشو نداشت لیاقت لیلی عوضی همون امیره عوضیه که مثله خودشه . به نظر من عشق اول هیچوقت فراموش نمیشه از قلب ادم بیروون نمیره.اینجا لیلی خیانت کرد. من درتعجبم چراخونواده لیلی دنبال دخترشون نیستن یعنی نمیگن لیلی دخترما کجاس خیلی مسخرس یه جورایی شخصیت لیلی مثله دختره هرزه و خرابه به اینا اشاره شده.من فقط این رمان فقط به ادامه ارمین و هنا دنبال کردم . که متاسفانه نویسنده هیچ درموردشون نگفت فقط داره ابکی کششش میده حالم از لیلی بهم میخوره .

  3. نویسنده خیلی اذیت نمیشه احیانا زودتر جمش کنید حداقل خسه شدیم دیگه یذره یذره

  4. پارت بعدو کی میارید؟؟؟؟
    به نویسنده بگو آرشو یه جور از رمان بندازه بیرون که عذاب وجدان نداشته باشیم
    بگیم آخیش
    لاله چی میشه ؟؟؟؟؟ عاشق امیره

  5. الان چرا قاطی بود؟!
    مگ لیلی نرفت کما یهو چرا اومد اینجا
    اصا چرا قاطی میزارید رمانو نصفش کجا میره نمیزارید؟!
    الان آرش بدبخت و لیلی چی میشه حداقل اینا رو هم بهم برسونید
    والا خسته شدم از این رمان قاطی پاتی

  6. خب خب اين همه نظر ميدين منم بدم پس
    بابا ادمين يکم مثل ادم اين رمانو تموم کنيد
    اين براي من سواله. .اون يارو که به ليلي کمک
    کردتا عروسک نشه چي شد مگه قرار نبود پروانه رو از دست امير فراري بده هان؟
    احتمالا اين يارو رو گذاشتين تا رمانو کش بدين 😑
    حالم بد شد از اين پارت همش چرتو پرت🙄
    ميگما اين ليلي بابا نداره بياد دختر شو از تو بغل اينو اون برداره ببره 🤔
    عجب بابا ماماني هر بچه اي يه همچين ننه باباي ميخواد تا ازادش بزاره اما اينا شورش در اوردن 😮🤐😴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

بستن